![]() |
![]() |
|
| سکوت............. نه! |
|
بر مزارم بنویسید که آشفته دلی
خفته در این خلوت.......................خاموش! او زاده غمهای جهان بود که آسوده زغمهای جهان گشته فراموش........................................! آری !حواسمون باشه که لباس آخرما رنگ برفه!زمستون نزدیکه.اما زمستون ما نزدیکتر...............!!!!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 12:44 توسط ترنم |
|
|
سلام........................
نمیخواستم از همون اول لو بدم که یک عالمه حرف نگفته دارم....!اما رنگ رخسار خبر میدهد از سر درون البته جرم که نکردم.میخوام آزادباشم.حرفمو قورت ندم.ایراد داره از نظر شما؟اصلا" ما اومدیم که رها باشیم.یادمون باشه که ما آدما حیوان ناطقیم و قانون جنگل برای به کرسی نشوندن حرفامون در مورد ما هم باید صدق کنه!حالا بیایید از امروز بشینیم ببینیم چه حرفایی باید میزدیم ولی از شدت گرسنگی قورتشون دادیم.منم میرم واسه سیر کردن شکمم یک غذایی درست میکنم تا مجبور نشم از ترس حرفامو بخورم............................!!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 16:5 توسط ترنم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
حرفی برای خنده هایم!حرفی برای اشکهایم!حرفی برای سکوتم!حرفی برای فریادم!حرفی برای خودم!حرفی برای خدا.........!
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته اوّل آبان 1387 هفته چهارم مهر 1387 هفته اوّل اسفند 1386 هفته سوم آذر 1386 هفته دوم آذر 1386 هفته اوّل آذر 1386 |
| پیوندها |
|
همه با هم |
|
RSS
|